|
سالها تاریخ شمسی گشت وگشت میلاد پر برکت
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/08/10 12:22 توسط ..... زهرا ..... |
سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ دیشب رفته بودم آتلیه! همه میگفتند، بهترین دوربین ها را داره و بهترین عکاس دنیا عکس میگیره، عکاسی از نابترین لحظه های عمر شما، ظهور در همان لحظه! همه می گفتند، همیشه، چه بخواهی و چه نخواهی، ازت عکس میگیره، ولی اگر دوست نداشته باشی عکس ها را برات پست نمیکنه! همه میگفتند، بیشتر وقتها دوربین مخفیاش روشنه، ولی ممکنه از اون دوربین مخفیها باشه که آخرش لبخند نداره! ممکن هم هست لبخند ابدی روی لبات بشونه! همه میگفتند رایگان عکس میگیره. اولش تعجب کردم، عکاسی با این همه امکانات و رایگان؟! ولی بعد فهمیدم عکاسش خیلی مهربونه، برای اجر و مزد کار نمیکنه، فقط مودة فی القربی میخواد! همه میگفتند، از افکت عکاسی پشت سر هم برای عکس گرفتن استفاده میکنه! یعنی توی هر ثانیه، چندین عکس! حالا دیگه من هم با همه میگویم، خدا خیلی مهربونه... . تهنوشت: دیشب وقتی آسمون رعد و برق میزد، ناخودآگاه این جمله به ذهنم خطور کرد: از خدا به ساکنین زمین؛ + نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/30 13:46 توسط ..... زهرا ..... |
خداوند لبخند زد و از لبخند او دختر آفریده شد. لبخند زیبای خدا روزت مبارک. دسته گل بالا هم تقدیم به همه دخترهای ایرانی خخخخخخخخخخخخخخخخخیلی دوستون دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/29 12:59 توسط ..... زهرا ..... |
گضنفر جان سلام! ما اینجا حالمام خوب است. امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. این نامه را من میگویم و جعفر خان کفاش براید مینویسد. بهش گفتم که این گضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند،آروم آروم بنویس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم. پدرت توی صفحه حوادت خوانده بود که بیشتر اتفاقا توی 10 کیلومتری خانه ما اتفاق میافته. ما هم 10 کیلومتر اینورتر اسباب کشی کردیم. اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد. آدرس جدید هم نداریم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست. همین هفته پیش دو بار بارون اومد. اولیش 4 روز طول کشید ،دومیش 3 روز . ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست کنم. آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگین میکرد. ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توی کارتن مقوایی برایت فرستادم پدرت هم که کارش را عوض کرده. میگه هر روز 800،900 نفر آدم زیر دستش هستن. از کارش راضیه الحمدالله. هر روز صبح میره سر کار تو بهشت زهرا،چمنهای اونجا رو کوتاه میکنه و شب میاد خونه ببخشید معطل شدی. جعفر خان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نمیدونم بچه اش دختره یا پسره . فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی راستی حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بندازن. حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبرمیکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده همین دیگه .. خبر جدیدی نیست راستی:گضنفر جان خواستم برات یه خرده پول پست کنم، ولی وقتی یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم + نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/02 13:44 توسط ..... زهرا ..... |
خدايا... هدايتم کن که ظلم نکنم، زيرا مي دانم که ظلم گناهي است نابخشودني خدايا... محتاجم نکن که به کسي تهمت بزنم زيرا تهمت خيانت ظالمانه اي است خدايا... مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده کنم خدايا... من کوچکم، ضعيفم ،ناچيزم ، پرکاهي در مقابل طوفان ها هستم به من ديده اي عبرت بين ده تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را به راستي بفهمم و به درستي تدبير کنم خدايا... دلم از ظلم و ستم گرفته است تو را به عدالتت سوگند مي دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار مده خدايا... دلي شکسته دارم. ياورم باش تا دلي را نشکنم خدايا... به سوي تو مي آيم از عالم و عالميان بريده ام و ميترسم خدايا... من همچون کودکي هستم بيپناه و درمانده در آغوش مهربان تو اما همواره دور از دلهره و تشويش چون شک ندارم تو همچون مادري مهربان ياورم هستي و هيچگاه تنهايم نميگذاري تنهاييم را تو پر کن، بي کسيم را تو کس باش و بي پناهيم را تو پناه + نوشته شده در سه شنبه 1388/06/31 14:48 توسط ..... زهرا ..... |
يادم باشد حرفي نزنم که به کسي بر بخورد يادم باشد بايد در برابر فريادها سکوت کنم يادم باشد زندگي را دوست دارم يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم يادم باشد قلب کسي را نشکنم يادمان باشد که اگر همه چيزمان را از دست داديم کاري نکنيم که خدا را هم از دست بدهيم يادمان باشد که خدا هميشه هست يادمان باشد که هيچگاه در مردابي از رکود قرار نگيريم که نابود شدنمان قطعي است + نوشته شده در سه شنبه 1388/06/31 14:47 توسط ..... زهرا ..... |
کوله بارت بر بند. . . . + نوشته شده در یکشنبه 1388/06/22 12:44 توسط ..... زهرا ..... |
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17 21:53 توسط ..... زهرا ..... |
قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد
شب قدر، شبي که همه لحظههايش با نسيم نفخههاي خداوندي معطر شده و بهترين مهلت براي خانه تکاني دلهاي آلوده از زنگار گناه است. امام صادق(ع) فرمود: کم کم غروب ماه خدا دیده می شود صد حیف از این بساط که برچیده می شود در این بهار رحمت و غفران و مغفرت خوشبخت آنکسی است که بخشیده می شود التماس دعا + نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17 21:52 توسط ..... زهرا ..... |
فقط آمدم كه آمده باشم و گفتم كه گفته باشم "امشب"ها را دريابيد! "من ِ"جا مانده را هم با دستي كه به دعا بلند ميكند از خاك بكنيد! دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا (كريم باشد تا "كريم" به حالتان رحم كند.گدايي كه از شما دعا طلب ميكند با دست خالي رد نكنيد!) بعد نوشت: مولاي يا مولاي، انت الخالق و انا المخلوق و هل يرحم المخلوق الا الخالق؟! (مناجات علي در مسجد كوفه)(خیلی دعای قشنگی هست حتما بخونید..) همچنان بعد نوشت: بشنويد نواي اين ۴ديواري را:منتظرم...منتظرم...مسافرم زود برسه...يه صبح جمعه از سفر...مهدي موعود برسه...كي ميشه از كعبه بياد...طنين آهنگ صداش...تا كه تموم هستيمو...يه جا بريزم پيش پاش... + نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17 21:47 توسط ..... زهرا ..... |
ماه من ، غصه چرا ؟! + نوشته شده در دوشنبه 1388/06/09 11:35 توسط ..... زهرا ..... |
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/06/09 11:28 توسط ..... زهرا ..... |
از خدا پرسيد خوشبختي را کجا ميتوان يافت + نوشته شده در جمعه 1388/06/06 12:57 توسط ..... زهرا ..... |
بوی ماه میهمانی خدا مشام جانها رو نوازش میده،بوی دعای سحر،ربنای قبل از افطار،بوی اشکهای ناب شبهای قدر و بوی شب بیداری ها تاصبح واسه ی خواب غفلتی که چندین ماه مارو به خودش مشغول کرده بود،بوی خوش آش و شله زرد نذری حتی بوی سریالهای بعد از افطار که تا شب پای تلویزیون میخکوبمون میکنه. ماه رمضان کم کم داره نزدیک میشه اما برای من هنوز یک عالمه سوال باقی مونده، آیا مثل هر مهمونی دیگه خودم رو برای میهمانی خدا آماده کردم؟آیا رخت و لباس نو به تن روح و جانم پوشوندم؟آیا با عطر پاکی و حیا و نجابت و تقوی روحم رو معطر کردم؟ اصلا به عنوان چشم روشنی چی واسه ی خدا میبرم؟ گناه ،آلودگی، بی ایمانی، شرک،ریا و تزویر؟ خدا کم کم داره کارت دعوت بزرگترین مهمونی رو در خونه ها میفرسته،؛ زهرا گوش کن! صدای در زدنش رو میشنوی؟ چه مهمانی پر برکتیه این مهمانی خدا! حتی اگر آماده هم نباشی دعوتی، شاید جزو مهمونای ویژه نباشی ولی یه گوشه این مهمونی برای تو هم جا هست! زود باش بهترین لباسی رو که داری تن روحت کن،به روحت عطر صفا و همدلی بزن، چشم روشنی یادت نره! خدا منتظره! همه منتظریم! . روزه شکر است و ذکر رمضان دعا و دعوت است در زمزمه سحرگاهان دعايم کن.... راستی سر سفره های افطارو و سحرتون خواهرتونو از دعای خیر فراموش نکنید + نوشته شده در سه شنبه 1388/06/03 13:56 توسط ..... زهرا ..... |
. خواهي که ببيني رخ پيغمبر را ولادت زيباترين، بااخلاق ترين، داناترين و رشيدترين جوان تاريخ مبارک روز جوان مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککک + نوشته شده در دوشنبه 1388/05/12 22:39 توسط ..... زهرا ..... |
شنيدم که چون قوي زيبا بميرد + نوشته شده در دوشنبه 1388/05/12 22:28 توسط ..... زهرا ..... |
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/05/12 22:23 توسط ..... زهرا ..... |
چند تا از فرقهاي بين دخترا و پسرا ۱-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند 2- اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده 3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه 4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون 5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره 6- دخترا می خوان سر پسرا کلا ه بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن 8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست 9- دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره 10- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله 11- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند 12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن 13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید 14- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن 15- دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا 16- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن 17- یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه 18- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن 19- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه 20- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم 21- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش 22- دختر ترشیده میشه اما پسر بلعکس رسیده تر میشه , نه؟ + نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 10:28 توسط ..... زهرا ..... |
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 10:22 توسط ..... زهرا ..... |
خرم آباد - سلام قم - سلام حاج آقا شیراز - سلام عرب - سلام - فی امان الله. اصفهان - سلام زاهدان - سلام این مطلبو یکی از دوستای عزیزم فرستاده مرسی + نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 10:14 توسط ..... زهرا ..... |
ماجرای دانشگاه ، جمشید آقا و دختر مشهدی زینال از صفدر به پدر
با سلام خدمت باباي عزيزم، نمي دانيد چقدر دلم برايتان تنگ شده است. اگر از احوالات اينجانب جويا باشيد بايد بگويم كه اينجا به ما خيلي خوش مي گذرد و ملالي نيست جز دوري شما و ننه جان. بابا جان! ما در دانشگاه خيلي امكانات زيادي داريم كه در پادگان ها اصلا موجود نمي باشد. اينجا ما مجبور نيستيم موهايمان را كچل كنيم. تازه بعضي ها در اينجا موهايشان از گيس هاي دختر مشهدي زينل نيز بلندتر مي باشد. راستي به دختر مشهدي زينل بگوييد كه به برادرش سلام برساند. بابا جان! در اينجا به دانشجو ها وام مي دهند تا براي خودشان چيز بخرند. ولي جمشيد آقا كه ارشد اتاق ما مي باشد مي گويد: « وامشان هم مثل بن كتابشونه. اول دير مي دهند و بعد قطعش مي كنند.»من مي دانم بن كتاب چيست ولي يك بار دختر مشهدي زينل مي گفت كه بن پايتخت كشور آلمان مي باشد ولي من هيچ وقت او را به آنجا نمي برم . چون اروپا داراي بد آموزي مي باشد. بابا جان ! ما در اينجا درسهاي زيادي داريم كه من همه را مي خوانم ولي نمي دانم چرا نمره هاي من خيلي بالا نمي باشد. جمشيد آقا مي گويد:« برو با پاچه خوري نمره بگير» و من به او مي گويم پاچه گرفتن كار سگ ها مي باشد. ولي من فكر مي كنم اينجا سگ زياد دارد و به اين دليل، همه پاچه هايشان را بالا مي زنند. راستي به دختر مشهدي زينل بگوييد پاچه هاي خود را بالا نزند چون محله ما سگ ندارد. دانشگاه ما يك جايي دارد كه به آن آموزش مي گويند. جمشيد آقا مي گويد:« آموزش در موقع انتخاب واحد ما را سرويس مي نمايد. البته خدا خيرشان بدهد كه به فكر دانشجويان مي باشند و آنها را رايگان سرويس مي كنند. بابا جان! بعضي وقت ها اينجا دخترها و پسرها خيلي با هم صحبت مي كنند. من يك بار از جمشيد آقا پرسيدم اينها چه كار مي كنند؟ جمشيد آقا به من گفت: «خنگه تو هم برو مخ بزن» ولي من هيچ وقت اين كار را انجام نمي دهم چون ممكن است بر اثر كوبيدن مخ هايمان به هم دچار سر درد و سرگيجه بشويم. بابا جان! به ننه جان بگو در آشپزخانه دانشگاه يك غذايي به ما مي دهند كه با چمن درست مي نمايند و خيلي شبيه قورمه سبزي مي باشد و مزه خشت خام مي دهد. آقايي كه مسئول غذا مي باشد و من به چشم برادري به او نگاه مي كنم مي گويد فسنجان است ولي جمشيد آقا مي گويد:« يك چيز بد مي باشد» جمشيد آقا اين روزها خيلي بددهن شده است و من مي خواهم با او قهر نمايم. به دختر مشهدي زينل بگوييد نگران نباشد چون من بد دهن نشده ام و باباجان! اينجا وقتي آقا معلم وارد كلاس مي شود كسي برپا نمي گويد . يك مرتبه من برپا گفتم و آقا معلممون من را از كلاس بيرون نمود. من نمي دانم دليل اين كار چه مي باشد ولي حتما به اين خاطر مي باشد كه آقا معلممان انساني خاكي و فروتن مي باشد و دوست ندارد كسي به خاطر او از سرجايش بلند شود. بابا جان! اينجا آقا معلم ها و خانم معلم هايمان خيلی خوب مي باشند زيرا ما وقتي گلاب به رويتان براي يك كاري به بيرون برويم اصلا نمي خواهد از آنها اجازه بگيريم. تازه نمره انضباط هم نداريم. ولي يك جايي مي باشد كه به آن كميته انضباطي مي گويند. يك بار من از جمشيد آقا پرسيدم كميته انضباطي چيست؟ جمشيد آقا در جواب سه مرتبه سرش را محكم به ديوار كوبيد كه من دليلش را نفهميدم و از من خواست ديگر اسم آن مكان خفن را نياورم. خب پدر جان!ديگر مزاحم وقت شما نمي شوم. ننه جان را سلام برسانيد. به دختر مشهدي زينل نيز بگوييد زياد روي من حساب ننمايد و به من فرصت بدهد تصميم بگيرم چون من دارم ليسانس مي گيرم. پسرت صفدر + نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 10:8 توسط ..... زهرا ..... |
شعبان شد و پيك عشق از راه آمد اعیاد شعبانیه برهمگان مبارک + نوشته شده در یکشنبه 1388/05/04 20:40 توسط ..... زهرا ..... |
شعبان شد و پيك عشق از راه آمد
اعیاد شعبانیه برهمگان مبارک
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/05/04 20:40 توسط ..... زهرا ..... |
2.يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره . 3.يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده! 4.يه پسر خوب تو کلاس دانشگاه تا شعاع 3 متري هيچ خانومي نميشينه . 5.يه پسر خوب پس از اتمام صحبت گوشي تلفن رو بوس نميکنه . 6.يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ لب رو صورتش ديده نميشه . 7.يه پسر خوب بعد از شنيدن اسم جنيفر لوپز استغفرالله ميگه . 8.يه پسر خوب بعد از سوار کردن يه خانوم خوشگل باهاش حرف نميزنه!! ۹-يه پسر خوب تو اتوبوس و مترو به دختر خانوما نگاه نمی کنه. ۱۰-يه پسر خوب دور از چشم مامان جونش عکسهای دختر مردمو لابلای کتاباش نمی گذاره. ۱۱-يه پسر خوب به محض دیدن یه دختر فوری سیگارشو آتیش نمی زنه. و....................................................................................................!! + نوشته شده در یکشنبه 1388/05/04 20:20 توسط ..... زهرا ..... |
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/30 9:42 توسط ..... زهرا ..... |
چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟ 3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟ 4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟ 5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟ 6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند
7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟ 8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟ 9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟ 10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند 11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟ 12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت 13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟ 14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟ 15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟ 16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟ 17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و 18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟ 19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟ 20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟ 21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟ 22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟ 23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟ 24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟ 25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟ 26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟ 27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟ 28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟ 29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟ 30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟ + نوشته شده در سه شنبه 1388/04/30 9:36 توسط ..... زهرا ..... |
وقتي يه مرد معتاد ميشه : اگه زنش زن بود و به فکر زندگيش بود اين بيچاره به اين روز نمي افتاد
وقتي يه زن معتاد ميشه: اي واي ! بيچاره شوهرش دلش به چي خوشه ! چه جوري اينو تحمل ميکنه
وقتي يه دختر 25 ساله مجرده : طفلکي ! مونده رو دست خونوادش
وقتي يه پسر 35 ساله مجرده: الان ديگه پخته و با تجربه شده و بهش بهترين دخترا رو هم ميدن
وقتي يه دختر يه کم به خودش ميرسه : اوه! اوه ! چه دوره زمونه اي شده ؟ دخترا واسه شوهر پيدا کردن چه کارها که نمي کنند!!!!!!
وقتي يه پسر تيپ ميزنه: چه پسر باحال و دختر کشي ! ماشالا چه تريپي!!!!
وقتي يه دختر يه دونه bf داره : دختر فلاني رو ديدي !!؟؟ نمي دوني چه قدر .....
وقتي يه پسر 10 تا gf داره : بزنم به تخته اينقدر خاطر خواه داره که با 10 نفر رفيقه ، خوش تيپي هم دردسره ديگه
وقتي يه آقاي محترم!!! خيابون رو با پيست اتومبيلراني اشتباه مي گيره : به!!!!!!!!! عجب دست فرموني داره
وقتي يه خانم يادش ميره راهنما بزنه: اي بابا! زن رو چه به رانندگي ! برو قرمه سبزيت رو درست کن
وقتي بچه خوب تربيت شده باشه: ميبيني؟ بچه ام مثل باباشه، اصلا موفقيت تو خونواده ما ارثيه
وقتي بچه تو يه درس نمره اش بشه 19/75: بله ديگه خانم ! وقتي صبح تاشب پاي اين تلفني بچه بهتر از اين نميشه..اگه تو مادر بودي ....
وقتي تو يه جمع ، آقا پسري سر و زبون دار داره مجلس رو گرم مي کنه:هزار ماشالا!!!!!!! چه پسر با نمکي!!!
شرايط بالا براي يه دختر: اوه ! اوه! دختره لوده اصلا انگار نه انگار مرد اينجا نشسته!!!!
نظر مادر شوهر در اول زندگي: ميبيني شانس ما رو ؟ دختره فقط 20 ميليون جهيزيه آورده تازه ناخن گير هم نداره ، اين عروس در شأن خانواده مانيست
باز هم همون مادر شوهر: گل پسرم يه خونه 40 متري تو نقطه صفر مرزي داره، دختره ديگه چي + نوشته شده در سه شنبه 1388/04/30 9:29 توسط ..... زهرا ..... |
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/29 10:56 توسط ..... زهرا ..... |
زندگی هر کسی مثل یه کتاب قصه هست .. نه ؟ کتابی که با قصه ی تولد شروع میشه و با قصه ی مرگ می تمومه ... این وسط هم با قصه های کوچیک و بزرگ پر میشه ... هر قصه هم بالاخره یه روزی تموم میشه ... چه کوتاه , چه بلند , چه شاد , چه غمناک و ..... یه قصه ی کوتاه هم داره ....... قصه ای که فقط می تونست تا وقتی که غیر واقعی هست نوشته بشه .. ولی وقتی پای واقعیت ها میاد وسط ... تموم شدنش شاید به نفع همه ی نقش های قصه هست ... هر کسی قصه رو از دید خودش می بینه ... هر نقشی یه زاویه ای نسبت به قصه داره .. قصه هر کسی با جدا شدنش از متن قصه تموم میشه ... نه با فراموش شدن .. یا .............. میشه صفحه ی آخر هر قصه یه شاخه گل گذاشت یادمون نره از بازیگرای قصه هامون تشکر کنیم + نوشته شده در یکشنبه 1388/04/28 14:35 توسط ..... زهرا ..... |
رضا جوووووووووووووووونم تولدت مبارک خییییییییییییییییییییییییلی دوست دارم...... + نوشته شده در یکشنبه 1388/04/14 20:27 توسط ..... زهرا ..... |
|
||||||
| |||||