تبليغاتX
كلبه اي براي تو......

كلبه اي براي تو......

          

 

     

 

سالها تاریخ شمسی گشت وگشت
شادمان شد تا شنید این سرگذشت
روز میلاد امام هشتم است
هشت هشت جمعه ی هشتادوهشت

میلاد پر برکت
حضرت رضا(ع) بر همه  مبارک باد

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/08/10 12:22 توسط ..... زهرا ..... |


سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ

دیشب رفته بودم آتلیه!

 

همه می‏گفتند، بهترین دوربین ها را داره و بهترین عکاس دنیا عکس می‏گیره، عکاسی از ناب‏ترین لحظه های عمر شما، ظهور در همان لحظه!

 همه می گفتند، همیشه، چه بخواهی و چه نخواهی، ازت عکس می‏گیره، ولی اگر دوست نداشته باشی عکس ها را برات پست نمی‏کنه!

 همه می‏گفتند، بیشتر وقت‏ها دوربین مخفی‏اش روشنه، ولی ممکنه از اون دوربین مخفی‏ها باشه که آخرش لبخند نداره! ممکن هم هست لبخند ابدی روی لبات بشونه!
ولی دیشب دوربین مخفی نبود، فلش می‏زد، فلشی که تمام پهنای آسمون را روشن می‏کرد.

 همه می‏گفتند رایگان عکس می‏گیره. اولش تعجب کردم، عکاسی با این همه امکانات و رایگان؟! ولی بعد فهمیدم عکاسش خیلی مهربونه، برای اجر و مزد کار نمی‏کنه، فقط مودة‏ فی ‏القربی می‏خواد!

 همه می‏گفتند، از افکت عکاسی پشت سر هم برای عکس گرفتن استفاده می‏کنه! یعنی توی هر ثانیه، چندین عکس!
اینجوری خیلی باید حواسم جمع باشه، نکنه یه موقع جلوی دوربین شکلک در بیارم، ولی من دیشب یه جایی حواسم نبود، یکی دوتا از عکسام خراب شد! ولی همه می‏گویند، عکاسش ستارالعیوبه!

 حالا دیگه من هم با همه می‏گویم، خدا خیلی مهربونه... .

 ته‏نوشت: دیشب وقتی آسمون رعد و برق می‏زد، ناخودآگاه این جمله به ذهنم خطور کرد:
 

از خدا به ساکنین زمین؛
موضوع: اطلاع رسانی؛
بدینوسیله به اطلاع می‏رساند که شما در تمام این سال‏ها در جلوی دوربین مخفی بوده‏اید!
بالا را نگاه کنید و لبخند بزنید...!

 


+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/30 13:46 توسط ..... زهرا ..... |


                 

 

 

                     

 

خداوند لبخند زد و از لبخند او دختر آفریده شد.

لبخند زیبای خدا روزت مبارک.

دسته گل بالا هم تقدیم به همه دخترهای ایرانی

خخخخخخخخخخخخخخخخخیلی دوستون دارم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/29 12:59 توسط ..... زهرا ..... |


 

گضنفر جان سلام! ما اینجا حالمام خوب است. امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. این نامه را من میگویم و جعفر خان کفاش براید مینویسد. بهش گفتم که این گضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند،‌آروم آروم بنویس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند

وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم. پدرت توی صفحه حوادت خوانده بود که بیشتر اتفاقا توی 10 کیلومتری خانه ما اتفاق میافته. ما هم 10 کیلومتر اینورتر اسباب کشی کردیم. اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد. آدرس جدید هم نداریم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان

آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست. همین هفته پیش دو بار بارون اومد. اولیش 4 روز طول کشید ،‌دومیش 3 روز . ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست کنم. آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگین میکرد. ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توی کارتن مقوایی برایت فرستادم

پدرت هم که کارش را عوض کرده. میگه هر روز 800،‌900 نفر آدم زیر دستش هستن. از کارش راضیه الحمدالله. هر روز صبح میره سر کار تو بهشت زهرا،‌چمنهای اونجا رو کوتاه میکنه و شب میاد خونه

ببخشید معطل شدی. جعفر خان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت
دیروز خواهرت فاطی را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مایو یه تیکه بپوشن. این دختره هم که فقط یه مایو بیشتر نداره،‌اون هم دوتیکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جایی قد نمیده. خودت تصمیم بگیر که کدوم تیکه رو نپوشی

اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نمیدونم بچه اش دختره یا پسره . فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی

راستی حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بندازن. حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبرمیکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده

همین دیگه .. خبر جدیدی نیست
قربانت .. مادرت

راستی:‌گضنفر جان خواستم برات یه خرده پول پست کنم، ‌ولی وقتی یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/02 13:44 توسط ..... زهرا ..... |


خدايا... هدايتم کن که ظلم نکنم، زيرا مي دانم که ظلم گناهي است نابخشودني


خدايا...  ياريم کن تا دروغ نگويم، زيرا دروغ ظلم کثيفي است

خدايا... محتاجم نکن که به کسي  تهمت  بزنم زيرا تهمت خيانت ظالمانه اي است

خدايا... مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده کنم

خدايا... من کوچکم، ضعيفم ،ناچيزم ، پرکاهي در مقابل طوفان ها هستم

به من ديده اي عبرت بين ده تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را به راستي بفهمم و به درستي تدبير کنم

خدايا... دلم از ظلم و ستم گرفته است تو را به عدالتت سوگند مي دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار مده

خدايا... دلي شکسته دارم. ياورم باش تا دلي را نشکنم

خدايا... به سوي تو مي آيم از عالم و عالميان بريده ام و ميترسم

خدايا... من همچون کودکي هستم بيپناه و درمانده

در آغوش مهربان تو

اما همواره دور از دلهره و تشويش

چون شک ندارم تو همچون مادري مهربان ياورم هستي

و هيچگاه تنهايم نميگذاري

 تنهاييم را تو پر کن، بي کسيم را تو کس باش و بي پناهيم را تو پناه

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/31 14:48 توسط ..... زهرا ..... |


يادم باشد حرفي نزنم که به کسي بر بخورد
نگاهي نکنم که دل کسي بلرزد
خطي ننويسم که آزار دهد کسي را
يادم باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نيست
يادم باشد جواب کين را با کمتر از مهر و جواب دو رنگي را با کمتر از صداقت ندهم


 

يادم باشد بايد در برابر فريادها سکوت کنم
و براي سياهي ها نور بپاشم
يادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگيرم
و از آسمان درسِ پـاک زيستن
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست ...يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام ... نه براي تکرار اشتباهات گذشتگان

يادم باشد زندگي را دوست دارم
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني که به سوي
قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي که از سازش
عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد
يادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر کس فقط به دست دل خودش باز مي شود
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم

يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم
يادم باشد از بچه ها ميتوان خيلي چيزها آموخت
يادم باشد پاکي کودکيم را از دست ندهم
يادم باشد زمان بهترين استاد است
يادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پيشانيم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم
يادم باشد با کسي انقدر صميمي نشوم شايد روزي دشمنم شود
يادم باشد با کسي دشمني نکنم شايد روزي دوستم شود

يادم باشد قلب کسي را نشکنم
يادم باشد زندگي ارزش غصه خوردن ندارد
يادم باشد پلهاي پشت سرم را ويران نکنم
يادم باشد اميد کسي را از او نگيرم شايد تنها چيزيست که دارد
يادم باشد که عشق کيمياي زندگيست
يادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه مي توانند مهربان و دلسوز باشند
يادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات

يادمان باشد که اگر همه چيزمان را از دست داديم کاري نکنيم که خدا را هم از دست بدهيم

يادمان باشد که خدا هميشه هست

يادمان باشد که هيچگاه در مردابي از رکود قرار نگيريم که نابود شدنمان قطعي است

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/31 14:47 توسط ..... زهرا ..... |


 

کوله بارت بر بند.
شايد اين چند سحر فرصت آخر باشد!!!!!!!!
که به مقصد برسيم
بشناسيم خدا را
و بفهميم که يک عمر چه غافل بوديم
اي سبک بال
در اين راه شگرف
در دعاي سحرت
در مناجات خدايي شدنت
هرگز از ياد نبر

.

.

.
من جا مانده بسي محتاجم....

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/06/22 12:44 توسط ..... زهرا ..... |


+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17 21:53 توسط ..... زهرا ..... |


قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد

 

شب قدر، شبي که همه لحظه‏هايش با نسيم نفخه‏هاي خداوندي معطر شده و بهترين مهلت براي خانه ‏تکاني دل‏هاي آلوده از زنگار گناه است.
آري در اين شب مبارک بيداري مي‏آموزند و غفلت مي‏زدايند تا شهد شيرين بخشش ببخشند. شبي که گران‏قدرترين لحظه‏هاي نور گرفته را در خود پرورده است و در سايه خداخواستن و حق‏ جستن و خود زدودن و حق‏ياوري، شکوفايي نهال ايمان در بوستان جان انسان تماشايي مي شود چراکه اين شب، شب شوق و شيدايي انسان براي رسيدن به عرش عشق خدايي است.
شب ضيافت خداست با سفره حلاوت لطف، با اطعام بخشش به هر که ميهمان باشد.
شب قدر، برترين هنگامه تلاوت تفکر و بهترين زمان براي تدبر در عظمت هستي است. شبي است که گفته شده عبادت در آن شب اگر خالصانه باشد برابر است با بيش از سي هزار شب.
شبي که در آن هنگام فرشتگان فوج فوج تا صبح بر مومنين و مومنات در حال عبادت سلام و درود و رحمت مي فرستند و خود شاهد و ناظر رکوع و سجود متواضعانه اشرف مخلوقات هستند تا بدينوسيله اشرفيت و خليفه اللهي انسان بر فرشتگان تفسير گردد و رمز سجده ملائک در برابر آدم نمود يابد.
شب قدر، شبي است که گفته شده مقدرات يکساله هر انسان و سرنوشت همه موجودات جهان در آن رقم زده مي شود.
شبي که اگر نبود و نيامده بود شب تيره بدبختي انسان به پايان نمي رسيد و بامداد نيک بختي او طلوع نمي کرد و از بند اسارت اقويا و استعمار گران آزاد نمي گشت.

امام صادق(ع) فرمود:

مادرم فاطمه(س) همواره دو ركعت نماز را مى‏خواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحيد را مى‏خوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مى‏گويى

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

                                                  صد حیف از این بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

                                                خوشبخت آنکسی است که بخشیده می شود

                                                                                                                 التماس دعا

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17 21:52 توسط ..... زهرا ..... |


خیلی دلم می‌خواست چون‌اين وقتي كلي حرف‌ها را از تَه دل‌م بكشم بيرون و بنويسم و سبك شوم كلي! بعد هم ساعتي چند بار سر بزنم به اين ۴ديواري و ديوارها را وارسي كنم بادا (مقابل مبادا) كه نظري حاوي تقرير و تقدير و  و "ان قلت" ببينم و سريع هم جوابي بنويسم!
خيلي دل‌م مي‌خواست بنويسم، خيلي چيزها را!
هر چه كردم نشد بنويس‌م آن چه را كه مي‌خواهم!
يك جور بُهت و حيرت همه‌ي وجودم را بغل كرده و هر تقلايي را در نطفه خفه مي‌كند! سخت مي‌شود نطق.و سخت‌تر از آن نگارش!

فقط آمدم كه آمده باشم و گفتم كه گفته باشم "امشب"ها را دريابيد! "من ِ"جا مانده را هم با دستي كه به دعا بلند مي‌كند از خاك بكنيد!

دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا دعا (كريم باشد تا "كريم" به حالتان رحم كند.گدايي كه از شما دعا طلب مي‌كند با دست خالي رد نكنيد!)

 

بعد نوشت: مولاي يا مولاي، انت الخالق و انا المخلوق و هل يرحم المخلوق الا الخالق؟! (مناجات علي در مسجد كوفه)(خیلی دعای قشنگی هست حتما بخونید..)

هم‌چنان بعد نوشت: بشنويد نواي اين ۴ديواري را:منتظرم...منتظرم...مسافرم زود برسه...يه صبح جمعه از سفر...مهدي موعود برسه...كي مي‌شه از كعبه بياد...طنين آهنگ صداش...تا كه تموم هستي‌مو...يه جا بريزم پيش پاش...

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17 21:47 توسط ..... زهرا ..... |


 

ماه من ، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبي و پر از مهر ، به ما مي خندد !
يا زميني را که، دلش ازسردي شب هاي خزان
نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبريز شد و
نفسي از سر اميد کشيد
ودر آغاز بهار ، دشتي از ياس سپيد
زير پاهامان ريخت ،
تا بگويد که هنوز، پر امنيت احساس خداست !

ماه من غصه چرا !؟!
تو مرا داري و من
هر شب و روز ،
آرزويم ، همه خوشبختي توست !
ماه من ! دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن
کارآن هايي نيست ، که خدا را دارند ...
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزي، مثل باران باريد
يا دل شيشه اي ات ، از لب پنجره عشق ، زمين خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادي وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
او هماني است که در تار ترين لحظه شب، راه نوراني اميد
نشانم مي داد ...
او هماني است که هر لحظه دلش مي خواهد ، همه زندگي ام ،
غرق شادي باشد ....
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معني خوشبختي ،
بودن اندوه است ...!
اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور
چه بخواهي و چه نه ! ميوه يک باغند
همه را با هم و با عشق بچين ...
ولي از ياد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاري است پر از ياد خدا
و در آن باز کسي مي خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟1 چرا !؟!

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/06/09 11:35 توسط ..... زهرا ..... |


+ نوشته شده در دوشنبه 1388/06/09 11:28 توسط ..... زهرا ..... |


 

از خدا پرسيد خوشبختي را کجا ميتوان يافت
خدا گفت ان را در خواسته هايت جستجو کن
و از من بخواه تا به تو بدهم
با خود فکر کرد و فکر کرد
اگر خانه اي بزرگ داشتم بي گمان خوشبخت بودم
خداوند به او داد
اگر پول فراوان داشتم يقينا خوشبخت ترين مردم بودم
خداوند به او داد
اگر ..... اگر ....... و اگر........
اينک همه چيز داشت اما هنوز خوشبخت نبود
از خدا پرسيد حالا همه چيز دارم اما باز هم خوشبختي را نيافتم
خداوند گفت باز هم بخواه
گفت چه بخواهم هر انچه را که هست دارم
گفت بخواه که دوست بداري
بخواه که ديگران را کمک کني
بخواه که هر چه را داري با مردم قسمت کني
و او دوست داشت و کمک کرد
و در کمال تعجب ديد لبخندي را که بر لبها مي نشيند
و نگاه هاي سرشار از سپاس به او لذت مي بخشد
رو به آسمان کرد و گفت خدايا خوشبختي اينجاست
در نگاه و لبخند ديگران

 

+ نوشته شده در جمعه 1388/06/06 12:57 توسط ..... زهرا ..... |


بوی ماه میهمانی خدا مشام جانها رو نوازش میده،بوی دعای سحر،ربنای قبل از افطار،بوی اشکهای ناب شبهای قدر و بوی شب بیداری ها تاصبح واسه ی خواب غفلتی که چندین ماه مارو به خودش مشغول کرده بود،بوی خوش آش و شله زرد نذری حتی بوی سریالهای بعد از افطار که تا شب پای تلویزیون میخکوبمون میکنه. ماه رمضان کم کم داره نزدیک میشه اما برای من هنوز یک عالمه سوال باقی مونده، آیا مثل هر مهمونی دیگه خودم رو برای میهمانی خدا آماده کردم؟آیا رخت و لباس نو به تن روح و جانم پوشوندم؟آیا با عطر پاکی و حیا و نجابت و تقوی روحم رو معطر کردم؟ اصلا به عنوان چشم روشنی چی واسه ی خدا میبرم؟ گناه ،آلودگی، بی ایمانی، شرک،ریا و تزویر؟

خدا کم کم داره کارت دعوت بزرگترین مهمونی رو در خونه ها میفرسته،؛ زهرا  گوش کن! صدای در زدنش رو میشنوی؟ چه مهمانی پر برکتیه این مهمانی خدا! حتی اگر آماده هم نباشی دعوتی، شاید جزو مهمونای ویژه نباشی ولی یه گوشه این مهمونی برای تو هم جا هست! زود باش بهترین لباسی رو که داری تن روحت کن،به روحت عطر صفا و همدلی بزن، چشم روشنی یادت نره!

خدا منتظره! همه منتظریم!

.

 

روزه شکر است و ذکر رمضان دعا و دعوت است
ماهي که آغازش مهر وميانه اش آمرزش وانتهايش رهايي از آتش است
رمضان وادي ياد معبود بر ميهمانان اين ماه مبارک.

در زمزمه سحرگاهان دعايم کن....

 راستی سر سفره های افطارو و سحرتون خواهرتونو از دعای خیر فراموش نکنید


+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/03 13:56 توسط ..... زهرا ..... |


. خواهي که ببيني رخ پيغمبر را
بنگر رخ زيباي علي اکبر را
در منطق و خلق و خوي او مي بيني
با ديده ي جان محمدي ديگر را
*ميلاد شبيه ترين آينه ي پيغمبري مبارک*

 

 

ولادت زيباترين، بااخلاق ترين، داناترين و رشيدترين جوان تاريخ مبارک

روز جوان مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککک



+ نوشته شده در دوشنبه 1388/05/12 22:39 توسط ..... زهرا ..... |


 

شنيدم که چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
                              شب مرگ تنها نشيند به موجي                                   
 رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در ميان غزل ها بميرد
گروهي بر آنند که اين مرغ شيدا
کجا عاشقي کرد آن جا بميرد
شب مرگ از بيم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نکته گيرم که باور نکردم
نديدم که قويي به صحرا بميرد
چو روزي ز آغوش دريا برآمد
شبي هم در آغوش دريا بميرد
                                  
تو درياي من بودي آغوش واکن                                    
 که مي خواهد اين قوي زيبا بميرد

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/05/12 22:28 توسط ..... زهرا ..... |



آن کس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت و
صداي خش خش برگها همان آوازي بود که
من گمان مي کردم مي گويد : دوستت دارم . . .
ما لحظات راسپري کرديم تابه خوشبختي برسيم
دريغ که خوشبختي لحظاتي بود که سپري کرديم.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/05/12 22:23 توسط ..... زهرا ..... |


چند تا از فرقهاي بين دخترا و پسرا

۱-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند 

2- اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده

3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه

4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون

5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره

6- دخترا می خوان سر پسرا کلا ه بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن

8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست

9- دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره

10- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله

11- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند

12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن

13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید

14- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن

15- دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا

16- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن

17- یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه

18- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن

19- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه

20- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم

21- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش

22- دختر ترشیده میشه اما پسر بلعکس رسیده تر میشه , نه؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 10:28 توسط ..... زهرا ..... |


روز اول که ديدمش بدجوري بهم خيره شده بود.

بعداً فهميدم که چشماش چپه و داشته پيکان 57 رينگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه ميکرده!

يه آه از ته دل کشيد.

بعداً فهميدم که آه نبوده و آسم داره.

بهش يواشکي يه لبخند زدم، ولي اون قيافه جدي مردونش رو عوض نکرد. اين خودداريش واسم خيلي جذاب بود.

بعداْ فهميدم که خودداري نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پيکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود!!

آروم و با عشوه اومدم جلوش، ديدم تند تند داره بهم چشمک ميزنه. کارش به نظرم با مزه اومد.

بعداً فهميدم که تيک داره و پلک زدنش دست خودش نيست.

اومد يه چيزي بگه ولي از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.

بعداً فهميدم اين بشر خدادادي هول هست و لکنت زبون داره.

سرش رو از شرمش انداخت پايين و گفت س س س سلام.

بعداً فهميدم از شدت شرمش نبوده و ميخواسته من دندونهاي زردش رو نبينم.

بعد از يک سري اسم و فاميل بازي، ازم پرسيد آخرين کتابي که خوندي اسمش چيه!؟ گفتم: اَ...اَ...يادم نيست. گفت: چه جالب، نويسندش کيه!؟ از اين تيکه بامزش خندم گرفت.

بعداً فهميدم که تيکه نبوده و بيچاره چيزي به اسم IQ اصلاْ نداره.

بوي عطرش بدجوري مستم کرده بود.

بعداً فهميدم بوي عطر نبوده، بلکه ...

بهم گفت بيا يه کم قدم بزنيم. اين حرفش خيلي به نظرم رمانتيک بود.

بعداً فهميدم دستشویی داشته و ميخواسته به سمت توالت عمومي حرکت کنيم.

ازش پرسيدم دانشگاه ميري؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از اين شوخ طبعيش خيلي خوشم اومده بود.

بعداً فهميدم که اصلاً هم شوخ طبع نيست و منظورش مدرسه افراد استثنايي توي دانشگاه شهيد بهشتي بوده!

بهش گفتم داره ديرم ميشه. گفت اگه ميشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبايلش. ولي هيچوقت زنگ نزد!

بعداً فهميدم کادوي تولد 30 سالگيش يه مبايل اسباب بازي بوده که همه جا با خودش ميبردتش!

نکات مهم:

1ـ چقدر چيز ميشه بعداْ فهميد!!

2ـ آدم منگل هم دل داره!!

سوال هوش هفته: اين دختره چه جوري اين همه چيز رو بعداً فهميد!

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 10:22 توسط ..... زهرا ..... |


آبادان
- سلام
-سلام ولک
- شما چند تا فرزند دارید؟
- به تو چه کوکا!!!
-ای بابا ! آقا من مامور آمار هستم!
-خو کوکا منم مامورم !
-کارتتون لطفا
-خودت کارتت لطفا!!
- آقا اصلا شما بچه داری!؟!؟
- نه کوکا تموم کردیم!
-خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!

خرم آباد

- سلام
- کر سلام
- شما چند تا فرزند دارید؟
- 11 تا دختر 16 پسر جمعا 35 تا .
- شغل
- فروش بیل و کلنگ یه باشگاه بدنسازی هم دارم !
- تحصیلات ؟
- سیکل
- متشکرم.

قم

- سلام حاج آقا
-سلام علیکم و رحمه الله برادر . خسته نباشید . خدا قوت ان شاالله . الله اکبر.
-ببخشید حاج آقا شما چند تا فرزند دارید؟
- دو تا , یه دختر یه پسر
- شغل
- مداحی . نوحه خونی . فروش البسه روحانیون و طلبه ها . مدیریت خانه عفاف.
-تعداد همسر ؟
- 55 تا
- بله!؟!؟!؟!؟!؟!؟! ببخشید بچه هاتون زن زاییدن یا زناتون بچه زاییدن؟!
- 54 تا صیغه یک نفر هم نکاه.
- صحیح .
- وقت نماز برادر امری با من نیست؟
- نه متشکرم

شیراز

- سلام
-سلام کاکو
- شما چند تا فرزند دارید؟
- سه تا کاکو
- تعداد دختر و پسر ؟
- سه تاش دختره کاکو
- شغلتون ؟
- لوازم آرایشی بهداشتی میفروشم کاکو.
- در آمد متوسط ماهانه؟
- 15 میلیون تومن در ماه کاکو.
- ببخشید شما خلبان هستید یا کاسب!!!!!؟؟؟؟
- نه جون کاکو من کاسب لوازم آرایشی هسم !

عرب

- سلام
- السلام علیک!
- شما چند تا فرزند دارید؟
-244 تا
- چند تا دختر چند تا پسر!؟
- 200 تا پسر آمار دخترام هم به تو مربوط نی!!!!
-متشکرم!!! خدانگهدار                                                    

  - فی امان الله.

 

اصفهان

- سلام
-سلام دادا
- شما چند تا فرزند دارید؟
- سی و سه تا
- چند تا دختر چند تا پسر ؟
- همش پسرس دادا
-تحصیلات؟
- دکترای متالوژی گرایش ذوب آهن .
-شغل؟
- برج ساز .
- وسیله نقلیه دارید؟
- بله . یه ژیان دارم

زاهدان

- سلام
-شلام
- شما چند تا فرزند دارید؟
- شی و هفتا داشتم الان شه تاش مونده!
- جان!؟!؟!؟ منظورتون چیه!؟!؟؟!
- شی تاشون تو درگیری با نیرو انتظامی کشته شدن!
- متاسفم . حالا باقیمانده چندتا دختر و چند تا پسر؟
- شه تا دختر
- شغل ؟
- مامور نیروی انتظامی . شتاد مبارزه با مواد مخدر
-بسیار عالی!!!

 

 

 

این مطلبو یکی از دوستای عزیزم فرستاده

 مرسی

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 10:14 توسط ..... زهرا ..... |


ماجرای دانشگاه ، جمشید آقا

                                                                                                             و دختر مشهدی زینال

از صفدر به پدر

با سلام خدمت باباي عزيزم، نمي دانيد چقدر دلم برايتان تنگ شده است. اگر از احوالات اينجانب جويا باشيد بايد بگويم كه اينجا به ما خيلي خوش مي گذرد و ملالي نيست جز دوري شما و ننه جان.

بابا جان! ما در دانشگاه خيلي امكانات زيادي داريم كه در پادگان ها اصلا موجود نمي باشد. اينجا ما مجبور نيستيم موهايمان را كچل كنيم. تازه بعضي ها در اينجا موهايشان از گيس هاي دختر مشهدي زينل نيز بلندتر مي باشد. راستي به دختر مشهدي زينل بگوييد كه به برادرش سلام برساند.

بابا جان! در اينجا به دانشجو ها وام مي دهند تا براي خودشان چيز بخرند. ولي جمشيد آقا كه ارشد اتاق ما مي باشد مي گويد: « وامشان هم مثل بن كتابشونه. اول دير مي دهند و بعد قطعش مي كنند.‌‌»من مي دانم بن كتاب چيست ولي يك بار دختر مشهدي زينل مي گفت كه بن پايتخت كشور آلمان مي باشد ولي من هيچ وقت او را به آنجا نمي برم . چون اروپا داراي بد آموزي مي باشد.

بابا جان ! ما در اينجا درسهاي زيادي داريم كه من همه را مي خوانم ولي نمي دانم چرا نمره هاي من خيلي بالا نمي باشد. جمشيد آقا مي گويد:« برو با پاچه خوري نمره بگير» و من به او مي گويم پاچه گرفتن كار سگ ها مي باشد. ولي من فكر مي كنم اينجا سگ زياد دارد و به اين دليل، همه پاچه هايشان را بالا مي زنند. راستي به دختر مشهدي زينل بگوييد پاچه هاي خود را بالا نزند چون محله ما سگ ندارد.

دانشگاه ما يك جايي دارد كه به آن آموزش مي گويند. جمشيد آقا مي گويد:« آموزش در موقع انتخاب واحد ما را سرويس مي نمايد. البته خدا خيرشان بدهد كه به فكر دانشجويان مي باشند و آنها را رايگان سرويس مي كنند.

بابا جان! بعضي وقت ها اينجا دخترها و پسرها خيلي با هم صحبت مي كنند. من يك بار از جمشيد آقا پرسيدم اينها چه كار مي كنند؟ جمشيد آقا به من گفت: «خنگه تو هم برو مخ بزن» ولي من هيچ وقت اين كار را انجام نمي دهم چون ممكن است بر اثر كوبيدن مخ هايمان به هم دچار سر درد و سرگيجه بشويم. بابا جان! به ننه جان بگو در آشپزخانه دانشگاه يك غذايي به ما مي دهند كه با چمن درست مي نمايند و خيلي شبيه قورمه سبزي مي باشد و مزه خشت خام مي دهد. آقايي كه مسئول غذا مي باشد و من به چشم برادري به او نگاه مي كنم مي گويد فسنجان است ولي جمشيد آقا مي گويد:« يك چيز بد مي باشد» جمشيد آقا اين روزها خيلي بددهن شده است و من مي خواهم با او قهر نمايم. به دختر مشهدي زينل بگوييد نگران نباشد چون من بد دهن نشده ام و باباجان! اينجا وقتي آقا معلم وارد كلاس مي شود كسي برپا نمي گويد . يك مرتبه من برپا گفتم و آقا معلممون من را از كلاس بيرون نمود. من نمي دانم دليل اين كار چه مي باشد ولي حتما به اين خاطر مي باشد كه آقا معلممان انساني خاكي و فروتن مي باشد و دوست ندارد كسي به خاطر او از سرجايش بلند شود. بابا جان! اينجا آقا معلم ها و خانم معلم هايمان خيلی خوب مي باشند زيرا ما وقتي گلاب به رويتان براي يك كاري به بيرون برويم اصلا نمي خواهد از آنها اجازه بگيريم. تازه نمره انضباط هم نداريم. ولي يك جايي مي باشد كه به آن كميته انضباطي مي گويند. يك بار من از جمشيد آقا پرسيدم كميته انضباطي چيست؟ جمشيد آقا در جواب سه مرتبه سرش را محكم به ديوار كوبيد كه من دليلش را نفهميدم و از من خواست ديگر اسم آن مكان خفن را نياورم.

خب پدر جان!ديگر مزاحم وقت شما نمي شوم. ننه جان را سلام برسانيد. به دختر مشهدي زينل نيز بگوييد زياد روي من حساب ننمايد و به من فرصت بدهد تصميم بگيرم چون من دارم ليسانس مي گيرم. پسرت صفدر

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 10:8 توسط ..... زهرا ..... |


            شعبان شد و پيك عشق از راه آمد

عطر نفس بقيه الله آمد

با جلوه
سجاد و ابالفضل و حسين

يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد

 

اعیاد شعبانیه برهمگان مبارک

اعیاد شعبانیه برهمگان مبارک

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/05/04 20:40 توسط ..... زهرا ..... |


          

      

 

     

  شعبان شد و پيك عشق از راه آمد

عطر نفس بقيه الله آمد

با جلوه
سجاد و ابالفضل و حسين

يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد

 

اعیاد شعبانیه برهمگان مبارک

اعیاد شعبانیه برهمگان مبارک

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/05/04 20:40 توسط ..... زهرا ..... |


۱.يه پسر خوب تنهايي ميره سينما .

2.يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره .

3.يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده!

4.يه پسر خوب تو کلاس دانشگاه تا شعاع 3 متري هيچ خانومي نميشينه .

5.يه پسر خوب پس از اتمام صحبت گوشي تلفن رو بوس نميکنه .

6.يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ لب رو صورتش ديده نميشه .

7.يه پسر خوب بعد از شنيدن اسم جنيفر لوپز استغفرالله ميگه .

8.يه پسر خوب بعد از سوار کردن يه خانوم خوشگل باهاش حرف نميزنه!!

۹-يه پسر خوب تو اتوبوس و مترو به دختر خانوما نگاه نمی کنه.

۱۰-يه پسر خوب دور از چشم مامان جونش عکسهای دختر مردمو لابلای کتاباش نمی گذاره.

۱۱-يه پسر خوب به محض دیدن یه دختر فوری سیگارشو آتیش نمی زنه.

و....................................................................................................!!

اینجوری مثل اینکه همه پسرها  خوبند!! نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/05/04 20:20 توسط ..... زهرا ..... |


 
 
اگر سر دوستتان طاس است، مرتب از آرايشگرتان تعريف کنيد.

صابون را کف وان حمام جا بگذاريد.

کادوي عروسي دوستتون بهش تراول نيم ميليوني تقلبي هديه بديد.

در هنگام خروج از توالت، دمپايي ها رو خيس کنيد.

همه شيرهاي آبي که در طول روز مي بينيد تا حد امکان سفت کنيد (به کار بردن انبرقفلي نتايج بهتري به همراه دارد).

وقتي ميخواهيد به توالت برويد، با صداي بلند اعلام کنيد .
وقتي کسي در توالت و حمام است، با عجله به درب دستشويي حمله برده و با سرعت چند بار در دقيقه
دستگيره درب رو تکان دهيد و پشت سر هم بگيد اين چرا باز نميشه؟

پنج شنبه شب ها موقع خوبي براي تعريف داستانهاي جن و پري است.

توي حموم عربده بکشيد.

اگر کسي به حمام رفت. بلافاصله تمام شيرهاي آب گرم و سرد خانه را باز کنيد.

در صف پمپ بنزين، بوق ممتد بزنيد.

سر پيچها و جاهايي که سبقت ممنوع است، با سرعت بيست کيلومتر در ساعت حرکت کنيد.

عکسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا کنين.

وقتي مامان جاروبرقي رو روشن ميکنه از ترس جيغ بکش.

نصفه شب مامان رو از خواب بيدار کن تا بهش نشون بدي که ميتوني خودت از تخت بياي پايين!

مرتب جلوي مهمونا از عموي پيرتون که موهاش رو رنگ مشکي زده بپرسين که چه رنگ مويي استفاده ميکنه.

اگر کسي توي خيابون تف انداخت بلافاصله صورتتون رو بگيريد و بگيد «اخ» (يعني آب دهن طرف افتاد رو
 صورتت و ميتونيد دعوا راه بياندازيد).

هنگام راه رفتن سعي کنيد پشت کفش مردم رو با نوک کفشتون بزنيد. هر چه بيشتر کفش مردم رو از پا در
بياريد، امتياز بيشتري ميگيريد.
وقتي به يک مغازه شيک شلوار فروشي رفتيد، برخلاف تاکيدهاي فروشنده شلوار را آنقدر پايين بگيريد تا
خاکي شود، بعد از آن هم بگوييد که آن را نپسنديد.

درست در مسير معلم و يا استادتون نخ نامرئي بکشيد.

روي ديوار سفيد خانه همسايتان با حروف بزرگ بنويسيد: لطفا اينجا چيزي ننويسيد.

به کسي که دندون مصنوعي داره، بلال تعارف کنيد.

عکسهاي قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صداي بلند بگوييد چه اشتباهي کردم، چي بودم
 و چي شدم.

در هنگام صرف شام، در حالي که زير لب با خود زمزمه ميکنيد، گاهي هم از رستوران نزديک منزل تعريف
 و تمجيد کرده و با حسرت به غذاي همسرتان خيره شويد.

در مناسبتهاي مختلف که لباس هديه ميدهيد، سعي کنيد رنگي را انتخاب کنيد که همسرتان از آن رنگ متنفر
 است و در زمان اهدا بگوييد: ديوانه هم اين رنگ را مي پسندد!

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/30 9:42 توسط ..... زهرا ..... |


چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند

3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟

هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند

7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند

9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکري ندارند 2- کاری ندارند

11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست

12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد

13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق

15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
''کثیف'' و '' کثیف اما قابل پوشیدن''

17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند

18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند ''تو خیلی نازی عزیزم''

19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها

20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند

22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسي صحبت نمی کند

25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند

26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم

27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند

28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند

29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید

30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/30 9:36 توسط ..... زهرا ..... |


وقتي يه مرد معتاد ميشه : اگه زنش زن بود و به فکر زندگيش بود اين بيچاره به اين روز نمي افتاد

  وقتي يه زن معتاد ميشه: اي واي ! بيچاره شوهرش دلش به چي خوشه ! چه جوري اينو تحمل ميکنه

  وقتي يه دختر 25 ساله مجرده : طفلکي ! مونده رو دست خونوادش

  وقتي يه پسر 35 ساله مجرده: الان ديگه پخته و با تجربه شده و بهش بهترين دخترا رو هم ميدن 

  وقتي يه دختر يه کم به خودش ميرسه : اوه! اوه ! چه دوره زمونه اي شده ؟ دخترا واسه شوهر پيدا کردن چه کارها که نمي کنند!!!!!!

  وقتي يه پسر تيپ ميزنه: چه پسر باحال و دختر کشي ! ماشالا چه تريپي!!!!

  وقتي يه دختر يه دونه bf داره : دختر فلاني رو ديدي !!؟؟ نمي دوني چه قدر ..... 

  وقتي يه پسر 10 تا gf داره : بزنم به تخته اينقدر خاطر خواه داره که با 10 نفر رفيقه ، خوش تيپي هم دردسره ديگه 

  وقتي يه آقاي محترم!!! خيابون رو با پيست اتومبيلراني اشتباه مي گيره : به!!!!!!!!! عجب دست فرموني داره 

  وقتي يه خانم يادش ميره راهنما بزنه: اي بابا! زن رو چه به رانندگي ! برو قرمه سبزيت رو درست کن 

  وقتي بچه خوب تربيت شده باشه: ميبيني؟ بچه ام مثل باباشه، اصلا موفقيت تو خونواده ما ارثيه 

  وقتي بچه تو يه درس نمره اش بشه 19/75: بله ديگه خانم ! وقتي صبح تاشب پاي اين تلفني بچه بهتر از اين نميشه..اگه تو مادر بودي .... 

  وقتي تو يه جمع ، آقا پسري سر و زبون دار داره مجلس رو گرم مي کنه:هزار ماشالا!!!!!!! چه پسر با نمکي!!! 

  شرايط بالا براي يه دختر: اوه ! اوه! دختره لوده اصلا انگار نه انگار مرد اينجا نشسته!!!! 

 

  نظر مادر شوهر در اول زندگي: ميبيني شانس ما رو ؟ دختره فقط 20 ميليون جهيزيه آورده تازه ناخن گير هم نداره ، اين عروس در شأن خانواده مانيست 

 

باز هم همون مادر شوهر: گل پسرم يه خونه 40 متري تو نقطه صفر مرزي داره، دختره ديگه چي

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/30 9:29 توسط ..... زهرا ..... |


 

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/29 10:56 توسط ..... زهرا ..... |


زندگی هر کسی مثل یه کتاب قصه هست .. نه ؟ کتابی که با قصه ی تولد شروع میشه و با قصه ی مرگ می تمومه ... این وسط هم با قصه های کوچیک و بزرگ پر میشه ... هر قصه هم بالاخره یه روزی تموم میشه ... چه کوتاه , چه بلند , چه شاد , چه غمناک و ..... یه قصه ی کوتاه هم داره ....... قصه ای که فقط می تونست تا وقتی که غیر واقعی هست نوشته بشه .. ولی وقتی پای واقعیت ها میاد وسط ... تموم شدنش شاید به نفع همه ی نقش های قصه هست ... هر کسی قصه رو از دید خودش می بینه ... هر نقشی یه زاویه ای نسبت به قصه داره .. قصه هر کسی با جدا شدنش از متن قصه تموم میشه ... نه با فراموش شدن .. یا .............. میشه صفحه ی آخر هر قصه یه شاخه گل گذاشت یادمون نره از بازیگرای قصه هامون تشکر کنیم

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/28 14:35 توسط ..... زهرا ..... |


 

 

 

 

 

رضا جوووووووووووووووونم تولدت مبارک

خییییییییییییییییییییییییلی دوست دارم......

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/14 20:27 توسط ..... زهرا ..... |


X

دلم را سپردم به بنگاه دنيا
و هي آگهي دادم اينجا وآنجا
و هر روز براي دلم مشتري آمدورفت
و هي اين وآن سرسري آمد ورفت

ولي هيچ كس واقعا اتاق دلم را تماشا نكرد
دلم قفل بود كسي قفل قلب مرا وا نكرد

يكي گفت:
چرا اين اتاق پر از دودوآه است
يكي گفت:
چه ديوارهايش سياه است
يكي گفت:
چرانور اينجا كم است
و آن ديگري گفت:
و انگار هر آجرش فقط از غم وغصه و ماتم است

و رفتند و بعدش دلم ماند بي مشتري
ومن تازه آن وقت گفتم:
خدايا تو قلب مرا ميخري؟

وفرداي آن روزخدا آمدوتوي قلبم نشست
و در را به روي همه پشت خود بست

و من روي آن نوشتم:
ببخشيد.. ديگر براي شما جا ندارم
از اين پس به جز خدا كسي را ندارم.


Home
Email
Night Skin

Archives

88/08/01 - 88/08/30

88/07/01 - 88/07/30

88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31



Links

آنا جون
ساعت 25
زیبایی ها
تنهاترين تنها
مينو
پري ناز كوچولو
روباه شب
اس ام اس
راز آرامش
مجنون از یاد رفته
اتوبان بی کسی
دو عاشق دیوانه
روباه شب!L@
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


LinkDump

کلبه ی امید
شیمی
آرشیو پیوندهای روزانه


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :


منبع کدهای وبلاگ

FreeCod Fall Hafez





Powered by WebGozar

جديدترين کد آهنگ

JavaScript Codes JavaScript Codes